top of page
All Posts


تو می دانی؟؟؟
تو می دانی؟؟؟ شنود بانگ فریاد سکوتی را و خشمی را، و بغضی را بدشتی که دو پایت بسته و راه و هدف هر دو چو مار زخمی صحرا بگرد خویش میگردند؟؟ تو دیدی اشک خون آلود چشمانی که در برق غبار حلقه های نور مهتابی به زنجیر سیاه جاده می چرخند؟؟!
May 121 min read


تو می دانی؟؟؟
تو می دانی؟؟؟ چه دردی دارد این زانو بزیر بار سنگین گناه دل؟ دلی دلخور زقفل نا مرادی ها؟؟ نمیدانی به کابوس شب سنگین غریبانه پریشان و چه بیمارم و در آتش چه میسوزد وجود داغ و تبدارم م.ر
May 121 min read


خورشید آزادی
خورشید آزادی دمد بر سینه سرد زمان زنجیرها وا می شود از دست و پای مردمان آبی بده بر دانۀ امید باغ رستگی گلهای آزادی رسد آبی بده ای باغبان بی شک که آهوی وصال آید به سوی دشت دل بی شک عقاب آرزو پر آورد در آسمان م.روزبان
Feb 271 min read
bottom of page